16)یا هو
وای ٬باران ٬
باران٬
شیشه ی پنجره را باران شست.
از دل من اما ٬
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ٬
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور٬
وای ٬باران ٬
باران٬
پر مرغان نگاهم را شست.
.............................................................................
خواب رؤیای فراموشیهاست!
خواب را دریابم٬
که در آن دولت خاموشیهاست.
من شکوفایی گل های امیدم را در رؤیاها می بینم٬
و ندایی که به من می گوید :
«گرچه شب تاریک است
دل قوی دار ٬
سحر نزدیک است
حمید مصدق
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 16:53  توسط نسیم
|
